شروع یک متن مثل این لااقل برای من سخته !
دلایلی زیادی بوده که باعث شده من این متن رو جمع آوری کنم . به طور خلاصه قراره توی این متن در مورد دوستی بین دختر و پسر صحبت کنیم . همه ما میدونیم که این موضوع چیزیه که در جامعه ما کمتر بهش پرداخته میشه .و کاملا به خود شخص واگذار میشه !طبعا نمیخوام نظر شخصی خودمو در این مقاله دخیل کنم پس سعی میکنم بیشتر از چیزهایی که حالا میدونم استفاده کنم . برای تهیه این مقاله بشخصه با افراد زیادی صحبت کردم . ما حصل اونچه که بدست اومد و چیزهایی که قبلا افراد دیگری هم قبلا در سایتهای مختلف به اونها اشاره کردند رو در این مقاله جمع کردم .متن این نوشته به علت موضوعی که داره ترجیحا عامیانه است و توش نه عبارات کتابی بکار رفته نه جمله بندی های ادبی .
یکی از کسایی که راجع به اين موضوع نوشته ، گفته که چرا داره اين موضوع رو مينويسه.
« ببينيد , ما آدمهاي تنهاي زيادي بين خودمون داريم. آدمهايي که بين جمع تنها هستن, و اين خيلي وحشتناکه. به طرز بدي احساس تنهایی ميکني و بعدش تصميم ميگيرن کاري کنن که بقيه هم احساس تنهایی کنن . من و امثال من اگه به هر دليل ديگه اي تونستیم که براي خودمون دوست پيدا کنیم , نبايد بگیم "خوب, مشکل من که حل شد, بیخیال بقيه". چون اون بقيه هم شروع ميکنن به حال گيري از ما . »
وقتی قراره در این مورد حرف بزنیم اول باید ببینیم آیا این کار درسته یا نه ؟
مطمئنا هدف من از دوستی با هدف تو از دوستی فرق میکنه .
من هیچ جای این متن نمیخوام بگم که تو برای چی میری که با یکی دوست بشی . این درست مثل اینه که من بهت بگم بری با کسی دوست بشی یا نه . پس من قضاوت در این مورد رو به خود شما واگذار میکنم . اما میتونم بعضی از دلایلی رو که خیلیها برای اینکه با کسی دوست بشن ، دارن رو اینجا ذکر کنم :