مشکلات :
آنالیز خجالت :
براي مبارزه با خجالت (از نوع مورد نظر ما), اول بايد جوانب اين موضوع رو شکافت و بقول معروف آناليز کرد که اصلاً واسه چي خجالت ميکشيم, بعدش ميشه راه حل هاي مختلفي براي رفع اين مشکل پيدا کرد. خجالت کشيدن در برقراري رابطه, مثل خيلي چيزاي ديگه, ريشه تو تربيت و گذشته آدم داره و يه جور عادت ذهنيه و مثل تمام چيزهاي ذهني ديگه, قابل تغيير دادنه. يعني ما اصولاً آدم خجالتي مادر زاد نداريم. اين حرف که بعضي ها ميزنن مثل "من ذاتاً جلوي دخترها زبونم بند مياد" يا "من ذاتاً وقتي يه پسر بهم نگاه ميکنه قرمز ميشم" به نظر من فاقد پايه هاي علمي مستدله (اصطلاحاً چرته!). خوب, حالا بياين ببينيم چرا ما موقع برخورد با افراد جنس مخالف, خجالت ميکشيم و دست و پامونو گم ميکنيم :
ترس از "نه شنيدن" : اين شايد اصليترين دليل خجالت, در هر دو جنس باشه. اکثريت ماها ترجيح ميديم يه گلوله تو مغزمون شليک کنن, اما مثلاً از يه دختر جواب رد نشنويم. البته من قبول دارم که جواب نه شنيدن, اون هم از فردي از جنس مخالف ميتونه خيلي سخت باشه؛ اما ترسي که خيلي ها ازش دارن رو بيجا ميدونم.
بررسی کلمه "نه"
ببينيد, چند تا نکته در مورد اين نه شنيدن وجود داره که خيلي ميتونه آموزنده باشه :
الف - "نه" رو به خودتون نگيريد! منظورم اينه که هميشه اينطور نيست که فردي که به شما "نه" ميگه, از شما خوشش نيومده. بارها گفتم و الان هم ميگم , در مورد چيزي که تو ذهن ديگران ميگذره پيش داوري نکنيد !!!. اصولاً احتمال فوق العاده کمي وجود داره که دليل "نه گفتن" اون فرد, خود شما باشين؛ ممکنه که خودش مشکلي داشته باشه, شايد در اون زمان يا مکان خاص احساس ناراحتي ميکنه, شايد حوصله نداره, شايد دوست پسر داره, شايد احتياج به زمان داره تا شما رو بيشتر بشناسه و ... ببينيد, منظور کلي من اينه که بجاي اينکه "نه" رو به صورت "نه, تو آدم مناسبي نيستي!" ترجمه کنيد, اونو به اين صورت ترجمه کنيد "نه, الان شرايط مناسب نيست!"
ب - به ديگران فرصت نه گفتن نديد : منظورم اين نيست که تا خواستن بگن نه, با يه چيزي بزنيد تو سرشون . بلکه سعی کنید زمینه رو جوری پیش ببرید که کسی این حرف رو به شما نزنه !
باور کنید که آدمی احتیاج داره که دورغ بگه که بترسه . ترس از این که اگر حقیقت رو بگم اون منو قبول نمیکنه ولی نه این طور نیست اون اگه تو رو دوست داشته باشه همون طوری که هستی هم قبولت میکنه ولی اگر بفهمه که ماشین شما 206 هست و زانتیا نیست و سر همین موضوع شما رو قبول نکنه خوب قضیه خیلی ساده هست . اون شما رو نمیخواسته ماشین یا هر چیز دیگه رو که داشتید رو میخواسته ... پس هیچ وقت از نه نترسید !
تصویر ذهنی یا روحیه :
ببنید دوستان تصویر ذهنی یکی از مهمترین ارکان درروحیه هر کسی می تونه باشه ، وقتی شما تو ذهنتون نمی تونید حتی تصور کنید که با این دختر می تونید دوست باشید پس نباید توقع داشته باشید که بتونید!شما باید به این باور برسید که شما هم می تونید دوست همچین دختر مانکنی باشید اگر این باور رو نداشته باشید اگر یک سال هم پشته سرش راه بیفتین مطمئن باشید که نمی تونید باهاش دوست بشید ، خیلی از پسر ها رو من می شناسم که همیشه دنباله مخ زدن هستن ، انگاری همه لحظات زندگی این افراد همینه که همیشه به صورت اماده باش برای مخ زدن هستن، مشکل خیلی از پسر ها نداشتن ظرفیت نه شنیدنه ، همیشه دنباله کسی هستن!!! اما از ترس نه شنیدن هیچ وقت به صورت جدی وارد عمل نمی شن ، باید به خودتون بقبولین که اگر گفت نه ، دلیلش این نیست که شما زشتید یا بد قیافیه اید یا ... شما باید به سطحی برسید که شاید واقعا طرف مشکل داره ، شاید نامزد یا ... شاید اصلا اهل دوستی نیست ، شاید الان موقعیتشو نداره و . . .
واقعا خیلی از ما پسرها برای ایجاد یک رابطه به خودشون اعتماد ندارن وقتی پای صحبت اینجور آدم ها می شینید دوست دارن کاری بکنند اما طرز فکرشون ، صحبت کردنشون، نشون می ده که خودشون رو باور ندارن من بارها گفتم طرز فکر هر کس ، مشخص کننده برداشت او از زندگی و اطرافیانش هست.و همین برداشت روابط اون رو با اطرافیانش شکل می ده ! واقا خیلی از پسر و دختر ها خودشون رو باور ندارن که می تونن کسی رو که دوست دارن رو انتخاب کنن...
وقتی کسی خودش رو باور نداره هیچ کسی نمی تونه بهش کمک کنه به جز خودش!
یه جمله معروف از یکی ار دانشمندان امریکا هست که میگه :
"فکر غلط یعنی دلواپس رویداد های احتمالا ناگوار اینده و دست روی دست گذاشتن و تسلیم قضا و قدر شدن و وارد میدان عمل نشدن!"
پس یادتون باشه تا روحیتون رو بالا نبرید معمولا شکست می خورید
من به این نتیجه رسیدم که نداشتن روحیه دلیل اصلی این جور نگرانی هست که یک ماه هر روز بری دنباله دختره ، اما روت نشه با هاش صحبت کنی!
خوب شاید تا حالا به پسر هایی برخورد کردین که دختر ها هیچ وقت از صحبت کردن با اون ها سیر نمی شن .درصد بسیار بالای از روابط دوستی هیچ ربطی به قیافه نداره ، منظورم این نیست که با یه سر و وضع نامرتب ،اما بر خلاف خیلی ها که این تصور همیشه تو ذهنشونه که قیافه عنصر تعیین کننده در یک رابطه هست باید اینو بگم که در خیلی از موارد اشتباه می کنید.
البته دختر های هم هستند که فقط دنباله پسر های خوشتیپ و موفر فری باشن ، اما مطما باشید درصد اینجور دختر ها خیلی کم هست!
تردید :
اين قاعده براي من ثابت شده که "ترديد همواره به تاسف ختم ميشود". از طرف ديگه, به سمت يه آدم نسبتاً غريبه رفتن, اون هم از جنس مخالف, اون هم تو ايران, کار نسبتاً جسورانه اي به حساب مياد که درصد زيادي از دخترها و پسرها ترجيح ميدن که قيدش رو بزنن و منتظر حرکت از طرف ديگران باشن. خوب, حالا فرض کنيم که شما بالاخره تصميم گرفتين که دل به دريا بزنيد و شانس خودتون رو در دوستي با فردي از جنس مخالف امتحان کنيد. معمولاً اولين مانعي که سر راه شما قرار ميگيره, چيزي نيست به جز خودتون!
هر وقت که شما کسي رو ميبينيد که ازش خوشتون مياد و تصميم ميگيريد که سر صحبت رو يک جوري باز کنيد, يه صدايي تو گوشتون وزوز ميکنه که : "نکنه فکر کنه من مزاحمم؟", "نکنه با کسه ديگه اي دوست باشه؟", "نکنه در موردم فکر بد بکنه؟", "نکنه مسخرم کنه؟" و "...". حالا تا شما بياين و اين نداي درون رو يه جوري ساکت کنيد, معمولاً فرصت از دست رفته و باز هم قضيه مشت کوبيدن به در وديوار پيش مياد.