اصولاً مدرنيته خيلي چيز بديه چون همه چيز و تحت تأثير قرار داده حتي طرز تفکر مردم نسبت به مسائل!البته تاريخ نشون داده که مردان در هر دوره اي از تاريخ براي جلب توجه خانوم ها بايد يه بامبولي سر خودشون پياده مي کردند تا اين موجودات فتنه انگيز ولي در عين حال بسيار خوش خط و خال! يه نيم نگاهي بشون بندازن.اما با گذشت زمان اين خانوم ها که بشدت هم دمدمي مزاج بودند باعث شدن اين مرداي بدبخت براي اينکه روحيه تنوع طلبي زن ها ارضا بشه هي تيپ هاي مختلفي بزنن!خدا ميدونه در آينده چه جوري بايد باشيم تا اين زن ها و دخترا به ما گوشه چشمي نظر بندازند!!!در زير سير تکاملي روش هاي مخ زني در گذر تاريخ رو مشاهده مي نماييد:
در عصر حجر
در اين عصر چون هم زن و هم مرد زبون همديگه رو نمي فهميدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون ديگه نميشد با صحبت کردن و عزيزم ساعت چنده و ببخشيد مستقيم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزني.پس بايد با استفاده از ظاهر و عمليات محيرالعقول يه زن رو به دست ميوردي.از جمله روش هاي مخ زني اين دوره عبارت بودند از:
* داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر کس ماشينش شيکتر و با کلاس تر باشد گزينه هاي بهتري گيرش مياد!)
*داشتن پشم و پيلي در ناحيه سينه آقايون (نکته: پشم و پيلي نام يکي از عضو هاي بسيار مهم و حياتي در بدن مرد هاي قديم بود که نشانه مردانگي هم بود.)
*داشتن غار بزرگ تر
*داشتن لباس!(که اين يکي رو فقط مرفهان بي درد اون دوره داشتند)
هدف از مخ زني: بر اساس نقاشي هاي به دست آمده از روي غار ها انجام اين عمليات احتمالاً هيچ هدفي رو دنبال نمي کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکي گوشت دايناسور دير هضمه و بايد فعاليت شديد! داشته باشي تا هضم بشه)
بعد از عصر حجر
يه عصري اومد که در اون زن ها خيلي راحت در دسترس بودند و لازم نبود کلي تلاش کني تا مخشون رو بزني. البته به دليل تلاش هاي زيادي که بعضي از زنان فمنيست جهت حذف کردن اين قسمت تاريخ داشته اند ما اطلاعات دقيقي از اين دوران نداريم.ولي ميدونيم هميشه هم نبوده که مردا زجر بکشن!بلکه يه دوره اي توي تاريخ بوده که مردا حالشو بردند و چيز ديگه اي که ميدونيم اينه که احتمالاً زنهاي اين دوره انسانهاي بسيار فهيم و با منطقي بوده اند و خودشون درک کردند که اگر الکي کلاس بذارند ترشيده مي شن و ميمونن روي دست ننه باباهشون واسه همين هيچوقت نه نميگفتند!!!!
دوره هخامنشي
در اين عصر رن و مرد زبون همديگه رو مي فهميدند ولي هنوز ساعت مچي اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزيزم ساعت چنده مخ يه دختر خانوم رو بزني! و اصولاً زن هاي اين دوره دو دسته بودند يکي زن هاي اشراف زاده و درباري بودند که کافي بود يه تيکه ناقابل بشون بندازي تا حسابت با کرام الکاتبين و شخص داريوش و کورش کبير باشه و دسته ديگه زن هاي رعيت بودند که تنها کاري که بلد بودند آشپزي و آوردن آب از چاه بود!براي همين در اين دوران براي اينکه يک زن خوب رو براي خودت برداري بايد اول کلي زحمت مي کشيدي و روش هاي شمشير زني و ... رو ياد مي گرفتي.بعد ميرفتي توي جنگ شرکت مي کردي.بعد اگه احياناً زنده مي موندي ميتونستي يکي از زن هاي دشمن رو واسه خودت به غنيمت ببري!پس مي بينيم که باز هم علي رغم اينکه انسان بسيار پيشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زني يکي از کار هاي شاق بود!اما براي زدن مخ زنان درباري بايد ويژگي هاي زير رو مد نظر قرار ميدادند:
*حداقل يکي از اجداد پدري و مادري بايد يه ربطي به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاري باشه(به اصطلاح امروزي آقازاده باشه!!!)
*داشتن شمشير از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نيزه از جنس برنج (رجوع شود به شرايط گرز در عصر حجر)
*داشتن ريش بلند (رجوع شود به شرايط پشم! در عصر حجر)
هدف از مخ زني: بر اساس کتيبه هاي به جا مانده از تخت جمشيد هدف از مخ زني داشتن نوکران و کنيزان زياد و خوردن شراب بوده
دوره قاجار
در اين دوره يه پادشاهي بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه ميدونيم چه مرگش بوده! آره ديگه خلاصه به خاطر اين بلاي خانمان سوزي که اين جناب بش دچار شده بودند(و ايشالله خدا نصيب هيچ مردي نکنه) يه کمي زياد عقده اي شده بودند و به همين دليل نمي تونستند ببينن که يه مردي براي اينکه زن دلخواهش رو به دست بياره عمليات مخ زني انجام بده و هر کسي که اين کارو مي کرد چشماش رو در مي آورد تا عبرت بقيه شه!و کلاً اون عمليات قدغن و غير قانوني بوده. به همين دليل در اون زمان به دليل اين محدوديت فوق العاده روش مخ زني زياد پيشرفتي نکرد و به دليل زير زميني بودن! اطلاعات دقيقي از چگونگي انجام آن در دست نيست.البته بر اساس يک نوشته تاريخي تأييد نشده در اين دوران براي مخ زني بي بي صغرا و ننه سکينه پس از شناسايي دختر مورد نظر(يا همون طعمه) به حمام مي رفتند (در روزي که طعمه هم به حمام مي رفت ) و بدن وي را در حمام ديد مي زدند و در صورت تأييد اين عزيزان و زدن مهر استاندارد و ايزو 9002 ادامه عمليات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاري انجام ميشد و نه پسر دختر رو مي ديد و نه دختر!(به نظر من که خيلي باحال بوده.فکرشو بکنيد يه روز مامانتون بياد بتون بگه عزيزم امروز ساعت 5 برو کافي شاپ هويج دوست دخترت اونجا منتظرته!)
هدف از مخ زني: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!
دوره پهلوي
در اين دوره مردم يه کمي زياد سياسي فکر مي کردند و اصولاً زياد توجهي به دختر و مخ و اين حرفا نداشتند و به غير از شهرام شب پره و ابي و فردين بقيه مردا تو فکر براندازي نظام بودند! براي همين حکومت هم براي اين که بياد کار مردا رو آسون تر کنه و باعث بشه اونا ديگه به سياست فکر نکنن يه مکان هاي تفريحي –بي فرهنگي! رو درست کرد به اسم کاباره که مردا مي رفتن توش و يه کار هاي بدي رو انجام مي دادن که من الان عرق شرم بر پيشانيم نشسته و نمي تونم بگم!خلاصه در اين دوران هم به دليل سهولت بيش از حد دسترسي به داف! عمليات مخ زني چندان پيشرفتي نداشت . اما خوب بر اساس نسخه هاي به جا مانده از فيلم هاي فارسي آن دوران چند تا کار سخت براي مخ زدن بايد انجام ميشده که عبارت بودند از:
*فقير بودن و بي خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بي درد اين امر بسيار لازم بوده است)
*داشتن زور زياد و توانايي دريبل زدن چند نفر به طور همزمان....نه چيز ببخشيد منظورم توانايي کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست اين عادل فردوسي پور!)
*شباهت ظاهري به محمد علي فردين و بهروز وثوق
*کشيدن سختي هاي بسيار در دوران کوردکي.
*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ريش مدل داريوشي
*توانايي خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صداي بلند!
*داشتن ويژگي مردانه در حد دعوت شدن به تيم ملي!(به طور مثال اون دوران يکي از نشانه هاي مردانگي بوي عرق و بوي نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حاليکه امروز اين دو تا بو نشانه آبرو ريزي و بي کلاسيه)
هدف از مخ زني:رسيدن به پول و پله ي پدر پولدار دختر و داشتن زندگي راحت و مرفه!
دوره انقلاب تا چند سال پيش
در اين دوره روش هاي مخ زني تغييري کرد اساسي و به نام خواستگاري تغيير نام داد.يک آقا پسر گل باقالي با يک دسته گل و شيرني همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار هاي اداري لازم! از قبيل تعيين مهريه و شير بها و .... دختر و پسر به صورت رسمي دوست دختر و دوست پسر مي شدند که بهش زن و شوهر مي گفتند!لازم به ذکر است که در انتهاي اين دوره نقش تکنولوژي در مخ زني نمايان شد و سوال حياتي و سرنوشت ساز عزيزم ساعت چنده توسط يکي از پيشگامان عرصه مخ و مخ زني جناب آقاي الف .ي اختراع گشت.و اما ويژگي هاي لازم براي مخ زدن دختر خانوم ها:
* سر به زير بودن آقا پسر(که واقعاً خيلي شرط سختي بوده)
*داشتن سيبيل جهت نمايش مردانگي
هدف از مخ زني:تشکيل خانواده
دوره امروز
به گواهي تاريخ در هيچ دوره اي به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوري که امروز اگر يک پسر بخواهد مخ دختري را تيليط(تريد) نمايدبايد حتي الامکان و از نظر ظاهري شبيه يک دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزديکي کند!
ويژگي هاي اساسي جهت مخ زدن:
*داشتن ماشين و موبايل و ساير وسايل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژي مي باشد!
*تسلط به زبان انگليسي جهت گفتن عبارات
ok عزيزم- چشم honey –momi وDady رفتن بيرون و من تنهام!-I love u و ....
*آشنايي به اينترنت و ياهو مسنجر ولي در عين حال انکار کردن اين ويژگي در جمع!
*نداشتن سيبيل و پشم و پيلي و به طور کلي تمام ويژگي هاي مردانه دوره هاي قبلي
* به روز بودن(Up to date)
داشتن فاميل در کشور هاي اروپايي , امريکايي و حوزه درياي کارائيب!
و هزاران مورد ديگر که شما بهتر از من مي دانيد!
هدف از مخ زني:پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاري جهت حل معضل ازدواج!!
اما يه نکته:تا دو سال پيش اگه دنبال دوست دختر بوديم واسمون به صرفه تر از داشتن همسر بود .چون به هر حال واسه ازدواج نيازمند ماشين و خونه و شغل و .... مي بوديم.اما با اين روندي که داره پيش ميره - و اينکه دختراي اين دوره زمونه به جاي اينکه دنبال يه دوست و همدم باشند انگار دنبال يه جنس اتيغه و لوکس هستند- من پيش بيني مي کنم تا دوسال ديگه ازدواج خيلي با صرفه تر از داشتن دوست دختر باشه
چون خیلی وقته راجع به مطالب اصلی موضوع این بلاگ ننوشتم
سعی میکنم به زودی یک سری مطالب خاص کاربردی بنویسم
این مطالب برای کشور های پیشرفته جزیی از فرهنگشونه و داره جواب میده
کاش فرهنگ ما ها هم اینطور بود
فعلا تا من ترجمه هارو کامل کنم براتون
مطلب های اصلی رو به زبان انگلیسی میتونید اینجا بخونید
من از اینجا شروع کردم
http://www.wikihow.com/Get-a-Girl's-Attention
اون پایین به related ها هم مراجعه کنید و مابحث دیگه رو مطالعه کنین
جالبه بدونین برای بعضی ها اموزش ویدئو هم داره
در ضمن اگه دیر میشه ببخشید اما باور کنید تو این ایام خیلی وقتم کمه
اما اگه آماده نشه قول حتمی به همه دوستان میدم که بعد امتحانات اینکارو انجام بدم
در پایان
باور کنید که باور های ما زندگی مارو میسازه
این روش های زندگی فقط راه ها رو به ما نشون میدن
قانـــون دانــــه

نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»
اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:
«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»
از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:
- بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.
- بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.
- بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.
- بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.
وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.
قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آنها درس گرفت.
در يک کلام:
افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند؛ دانه هاي بيشتري مي کارند.

« همه امور به هم مربوطند!! «
آيا دقت كرده ايد كه هر وقت به طور منظم ورزش مي كنيد، ميل به غذاهاي سالم تر و بهتر داريد؟
آيا دقت كرده ايد كه وقتي غذاهاي سالم تر و بهتري مي خوريد انرژي بيشتري داريد و طبعاً دوست داريد كه ورزش كنيد؟
همه چيز در زندگي به هم مربوط است. روش تفكر شما روي روحية شما مؤثر است، روحية شما بر نوع راه رفتنتان مؤثر است، راه رفتن شما روي نحوة گفتارتان اثر
مي گذارد، روش حرف زدنتان روي طرز فكرتان مؤثر است!
تلاش براي پيشرفت در يك بُعد زندگي بر ساير ابعاد زندگي اثر مي گذارد.
وقتي در خانه خوشحال هستيد، در محل كار نيز احساس شادي بيشتري خواهيد كرد و وقتي سر كار شاد باشيد در خانه نيز شاد خواهيد بود.
اينها به چه معناست؟
- اينكه براي پيشرفت در زندگي مي توانيد از هر نقطه مثبتي شروع كنيد. مي توانيد با برنامه اي براي پس انداز، نوشتن ليست اهدافتان، رژيم غذايي يا تعهد براي گذراندن وقت بيشتر با فرزندانتان شروع كنيد. اين كار مثبت منجر به نتايج مثبت ديگر هم مي شود، چون که همه امور به هم مربوطند.
- مهم نيست كه تلاشي كه جهت «پيشرفت» مي كنيد كجا صرف مي شود. مهم اين است كه شروع كنيد.
- عكس اين قضيه هم صادق است. يعني اگر يك بعد زندگي شما خراب شد، ساير ابعاد هم به زودي خراب مي شود. بايد به اين مسأله دقت خاصي داشته باشيد.
در يک کلام:
هر كاري كه انجام مي دهيد به نوبه خود اهميت دارد؛ زيرا بر امور ديگر نيز مؤثر است.
چرا؟ (WHY?)
دوست من «جان فوپ» وقتي متولد شد دست نداشت ولي هيچ وقت از خودش سوال نكرد: «چرا من دست ندارم؟» بلكه پرسيد: «با پاهايم چه كاري مي توانم انجام دهم؟»
و من هنگامي كه ديدم او با استفاده از پاهايش با چوبهاي غذا خوري ژاپني مي تواند غذا بخورد؛ با خود گفتم: «او هر كاري را مي تواند انجام دهد».
هنگامي كه بلايي به سرمان مي آيد؛ يا همه چيزمان را از دست مي دهيم؛ يا كسي كه عاشقمان بوده ما را ترك مي كند؛ اغلب ما از خودمان مي پرسيم:
«چرا؟»
«چرا من؟»
«چرا حالا؟»
«چرا او مرا سرگشته و تنها رها كرد؟»
سؤالاتي كه با «چرا» شروع مي شوند؛ ممكن است ما را به يك چرخة بي حاصل بيندازند.
اغلب جوابي براي اين "چرا" ها وجود ندارد و يا اگر هم جوابي وجود داشته باشد؛اهميتي ندارد.
افراد موفق سؤالاتي از خود مي پرسند كه با «چه» شروع مي شوند:
«چه چيزي از اين پيشامد آموختم؟»
«چه كاري بايد در برخورد با اين پيشامد بكنم؟»
و هنگامي كه پيشامد واقعاً فاجعه آميز است؛ از خود مي پرسند: «چه كاري طي 24ساعت آينده مي توانم بكنم تا اوضاع كمي بهتر شود؟»
افراد خوشبخت هيچوقت نگران نيستند كه آيا زندگي بر «وفق مراد» هست يا نه.
اينها از آنچه كه دارند بيشترين استفاده را مي كنند و آنچه كه از دستشان بر مي آيد انجام مي دهند. و اگر زندگي بر وفق مراد نبود، خيلي مهم نيست كه «چرا؟»
مرد: الو؟
صداي زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توي كلوپ هستي؟
مرد: آره.
زن: من توي فروشگاه بزرگ هستم. اينجا يه كت چرمي خوشگل ديدم كه فقط 1500 دلاره. اشكالي نداره اگه بخرمش؟
مرد: نه. اگه اونقدر دوستش داري اشكالي نداره.
زن: من يه سري هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهاي جديد 2008 رو ديدم. يكيشون خيلي قشنگ بود. قيمتش 150000 دلار بود.
مرد: باشه. ولي با اين قيمت سعي كن ماشين رو با تمام امكانات جانبي بخري.
زن: عاليه. اوه… يه چيز ديگه… اون خونه اي رو كه قبلا” ميخواستيم بخريم دوباره توي بنگاه گذاشتن براي فروش. ميگن 1500000 دلاره.
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولي سعي كن 1500000 دلار بيشتر ندي.
زن: خيلي خوبه. بعدا” مي بينمت عزيزم. خداحافظ.
مرد: خداحافظ.
بعدش مرد يه نگاهي به آقايوني كه با حسرت نگاهش ميكردن ميندازه و ميگه: كسي نميدونه كه اين موبايل مال كيه؟!
نتيجهء اخلاقي: هيچوقت موبايلتونو جايي جا نذاري
*****
درس هشتم: يه زوج ۵۵ ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن. وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشتهء كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: به خاطر اينكه شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم.
زن از خوشحالي پريد بالا و گفت: اوه! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد!
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه. مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: خب… اين خيلي رمانتيكه. ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد. بنابراين خيلي متاسفم عزيزم… آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه 10 سال از من كوچيكتر باشه!
زن و فرشته جا خوردند و خيلي دلخور شدند. ولي آرزو آرزوئه. و بايد برآورده بشه. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد 70 سالش شد!
نتيجهء اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ بدجنس باشند ، ولي فرشته ها زن هستند!
*****
هيچوقت به اين خوبي نبودم. تازگيا با يه دختر 20 ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظرت چيه دكتر؟
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب… بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل. همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين!
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما” يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا” منظور منم همين بود!
نتيجهء اخلاقي: هيچوقت در مورد چيزي كه مطمئن نيستي نتيجهء كار خودته ادعا نداشته نباش
با تشکر از Sodabeh.gh
روزی لقمان به پسرش گفت:
ای فرزند٬ من در زندگی چهارصد هزار نکته آموختم و از آن ۸۰۰ نکته را انتخاب کردم و از آن ۸ نکته که به نظرم افضل و اهم بقیه بود انتخاب کردم و آن این است:
دو چیز را هرگز فراموش نکن: خدا را و مرگ را.
دو چیز را همیشه فراموش کن: نیکی تو به دیگران را و بدی دیگران نسبت به خودت را.
و چهار نکته زیر را بیش از پیش مراقبت کن:
بر سفرهای وارد شدی شکم نگهدار - بر مجلسی وارد شدی زبان نگهدار
بر خانهای وارد شدی چشم نگهدار - بر نماز وارد شدی دل نگهدار
خبر فوری
وبلاگی با مطالب مشابه این وبلاگ
دوستانی که مایلند مطالب بیشتری درباره موضوع اصلی بلاگ یعنی ایجاد رابطه بخونند
پیشنهاد میکنم از این بلاگ هم بازدید کنند
شاید مطالبی رو که بنده ذکر نکردم یا از دید من پنهون بوده اونجا پیدا کنن
خوشحالم که چنین وبلاگ های مشابهی هم وجود داره و ممنون میشم اگه دوستان به موارد مشابهی بر خوردن اطلاع بدن تا بقیه هم استفاده کنند
با آرزوی موفقیت برای همگی شما
امیرحسین
1- از شما خواسته شده یک زرافه را در یخچال قرار دهید. چطور این کار را انجام می دهید؟
درب یخچال را باز می کنیم. زرافه را داخل یخچال می گذاریم و سپس درب آن را می بندیم. هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا شما از آن دسته افرادی هستید که تمایل دارند مسائل ساده را خیلی پیچیده ببینند یا خیر!
2- حال از شما خواسته شده یک فیل را در یخچال قرار دهید. چه می کنید؟
آیا پاسخ شما این است که درب یخچال را باز می کنیم و فیل را در یخچال می گذاریم و درب آن را می بندیم؟
نه! این درست نیست!
پاسخ صحیح این است که درب یخچال را باز می کنیم. زرافه را از یخچال خارج می کنیم. فیل را در یخچال می گذاریم و درب آن را می بندیم. این سؤال برای این است که مشخص شود آیا شما به نتایج کار های قبلی خود و تأثیر آن بر تصمیم گیری های بعدی تان فکر می کنید یا خیر.
3- شیرشاه یک کنفرانس برای حیوانات جنگل ترتیب داده است که به جز یک حیوان، همگی حیوانات در آن حضور دارند.. آن یک حیوان غایب کیست؟
اگر پاسخ داده اید که اسکار برادر کوچک شیرشاه حیوان غایب است باز هم اشتباه کرده اید. یادتان رفته که فیل الان در یخچال است؟ پس حیوان غایب این جلسه باید فیل باشد! هدف از این سؤال این است که حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجیده شود.
اگر تا این جا به سؤالات پاسخ درست نداده اید نگران نباشید. هنوز یک سؤال دیگر مانده است.
4- باید از یک رودخانه عبور کنید که محل سکونت کروکودیل هاست. شما قایق ندارید. چه می کنید؟
خیلی ساده است! به داخل رودخانه پریده و با شنا کردن از آن عبور می کنید. کروکودیل ها؟ آن ها الان در جلسه ای هستند که شیرشاه ترتیب داده! هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا از اشتباه های قبلی خود درس می گیرید که دوباره آن ها را تکرار نکنید یا خیر!
آدرس منبع ف-ی-ل-ت-ر نیست (ویرایش شد)!!!
در صدد این هستم که یه بورد ( چیزی شبیه انجمن ) راه اندازی کنم و در اون دوستان سوالاشونو مطرح کنن و نظراتشونو با همدیگه به اشتراک بزارن
با این کار اون دسته از عزیزانی که سوال دارن میتونن خیلی سریعتر جوابهای مختلف رو بررسی کنن
تا بعد
- توضيح جدي ابتداي متن: اين دستور العمل تنها براي پيدا كردن همسر است ، از شما خواهشمنديم از آن براي رسيدن به اهداف شوم خود استفاده نكنيد! ( البته شما غلط مي كني اهداف شوم داشته باشي!)
1- شما در حال حاضر چندين گزينه براي خود مد نظر داريد (چيزي تو مايه هاي شصت هفتاد تا!)، مي دانم كار سختي است اما شما بايستي فقط يكي را انتخاب كنيد، اگر قادر به انجام اين كار نيستيد مي توانيد نام تمام آنها را روي يك برگ كاغذ نوشته و به روش قرعه كشي اين انتخاب سرنوشت ساز را انجام دهيد، مطمئناً فردي كه در اين قرعه كشي برنده مي شود بايستي خيلي خوش شانس باشد!
2- از گرفتن هر گونه آمار به شدت خودداري كنيد،نه به اين خاطر كه زبانم لال محبوبتان [ ...] بلكه به اين خاطر كه همواره افراد راست گويي پيدا مي شوند كه با دادن اطلاعات صحيح شما را از ادامه راه منصرف كنند!
3- سوسول بازي در نياوريد، هنوز هم راه كارهاي قديمي بيشتر جواب مي دهند، برويد و جزوه بگيريد!
4- هر چند از نگاهش مي توان فهميد كه منظور شما را از جزوه گرقتن درك كرده و بسيار مشتاق است تا آن را (منظور جزوه است)
در اختيار شما قرار دهد اما به شما مي گويد كه جزوه اش دست فرد ديگري است، عيبي ندارد، فقط حواستان باشد اين مثلت ، مربع يا شش ضلعي نشود!
5- شماره موبايلتان را به او بدهيد و بگوييد هر وقت جزوه اش را پس گرفت به شما زنگ بزند تا سريعاً برويد و جزوه را بگيريد! مطمئن باشيد همين فردا با شما تماس مي گيرد.
6- يك ماه گذشت و زنگ نزد ... ديگر انتظار بس است، حتما ملاحظه پول تلفن را مي كند، كاش شماره منزل را مي داديد ... برويد و دوباره فيس تو فيس تقاضاي جزوه كنيد، مطمئن باشيد اينبار نه تنها جزوه را دو دستي تقديم مي كند بلكه شاخه گلي هم در لاي جزوه ...
6- اينبار گفت كه چند روز بعد امتحان ميان ترم دارد ... نگران نباشيد ... تمام اين حرفها فيلم اش است،مي خواهد كلاس بگذارد وگرنه كي بهتر از شما؟! مطمئن باشيد بعد از امتحان خودش دنبال شما راه مي افتد و جزوه را تقديمتان مي كند.
7- ميان ترم هم تمام شد، نيامد؟! ... اي بابا ... اين مورد كمي پيچيده است ... ديگه داره اعصابم رو خورد مي كنه، اما شما مطمئن باشيد مي خواهد ببيند شما چقدر در هدفتان ثابت قدم هستيد و او را دوست داريد ...
اين دفعه برويد و اگر جزوه را نداد با زور ازش بگيريد،بعضي هاشون هم اينجورين(!)، دوست دارند همواره مورد اعمال خشونت قرار بگيرند!
8- چي شده؟ چرا دور چشمت سياه شده؟ با لنگه كفش زدت؟! ... عيبي ندارد، جديداً مد شده است همه به شيوه برره اي محبتشان را ابراز مي كنند، برويد يك هديه بگيريد و به همراه يك شاخه گل تقديم به او كنيد و سپس از او جزوه بخواهيد ...
تذكر: مواظب باشيد هيچ پروانه اي شما را در حال چيدن گل از محوطه دانشگاه نبيند، آخه هر كي به گل دست بزنه، پروانه نيشش مي زنه!
9- اي بابا!، باز هم نشد؟ ... عجب آدميه! گفت جزوه اش رو مي خواد پاكنويس كنه ...اَه! اصلاُ به درك! فكر كرده كيه؟! اينهمه آدم هست ... اعتماد به نفستان را حفظ كرده و به مرحله يك باز گرديد و از دوباره قرعه كشي را انجام دهيد ... راستي چرا بوي كالباس ميدي؟ ها ... چي ؟؟ به عنوان هديه براش «ساندويچ كالباس» خريده بودي؟؟! و اون هم ساندويچ رو كوبوند توي سرت؟! اي IQ !
- توضيح جدي انتهاي متن: عواقب احتمالي استفاده از اين متد به عهده خودتان بوده و استفاده از اين راهكار را به هيچ دختر و پسري توصيه نمي شود(!)
- چي؟! همه گزينه ها تموم شدن و هيچكي بهت جزوه نداد؟! امكان نداره ... حتماً يه جاي كار اشتباه كردي ... راستي جزوه چه درسي رو ازشون مي خواستي؟ ها [ ...] (!)، خيلي بي شعـ ...ر هستي، حق داشته هيچكي بهت جزوه نده! ... همون بهتر كه تنها بموني!
خوشبختانه یک مرد بعد از مدتها وقت گذاشته و قوانین مردونه رو به رشته ی
تحریر دراورده پس لطفا بخونید. لطفا دقت کنید که تمام این قوانین با عدد یک
شماره گذاری شدن یعنی هیچ کدومشون برتری نسبی به دیگری ندارن:
1- مردها نمیتونن فکر کسی رو بخونن.
1- دیدن مسابقه فوتبال مثل تماشای ماه شب چهارده توی آسمون جذاب و قشنگه. اجازه بدید همینطور بمونه.
1- خرید کردن، مسابقه فوتبال نیست. و امکان نداره که ما به خرید به این شکل نگاه کنیم.
1- گریه کردن یک جور تهدید به حساب میاد.
1- لطفا چیزی رو که می خواهید، واضح بگید. اجازه بدید کمی روشن تر بگم، اشارات زیرکانه، اشارات قوی و اشارات مبرهن ولی غیر مستقیم به یک موضوع اصلا به کار نمی آد. لطفا اصل درخواستتون رو واضح بگید.
1- “بله” یا “خیر” بهترین جواب ممکن به خیلی از سوالات هستند.
1- لطفا در صورت نیاز به حل یک مشکل، پیش ما بیایید و درد دل کنید، این کاریه که ما مردا انجام میدیم. همدردی کردن وظیفه دوستان مونث شماست نه ما مردها.
1- سردردی که هفده ماهه داره شمارو آزار میده یک مشکل واقعیه لطفا یک پزشکرو ببینید.
1- هر مطلبی که شیش ماه پیش از طرف ما مردها گفته شده الان به عنوان استدلال غیر قابل قبوله. در واقع تمام نظرات ما فقط برای هفت روز معتبرند نه بیشتر.
1- اگر فکر می کنید چاقید، خوب احتمالا هستید. لطفا از ما نپرسید.
1- اگر مطلبی که ما گفتیم رو میشه دو جور ازش برداشت کرد و یکی از این برداشتها شما رو عصبانی و ناراحت میکنه منظور ما اوون یکی برداشت بوده.
1- شما میتونید یا از ما بخواهید که کاری رو انجام بدیم یا بهمون بگید که چطوری انجامش بدیم. نه هر دوش. اگر شما از قبل میدونید که چطوری میشه اوون کارو بهتر انجام داد خوب خودتون دست بکار شید.
1- کریستوف کلمب احتیاجی نداشت که مسیر رو بهش یاد بدن. ما هم همینطور
1- تمام مردها فقط در 16 رنگ اشیا رو میبینند. دقیقا مثل پیش فرض ویندوز . برای ما هلو یک میوه است نه رنگ. پرتقال هم یک جور میوه است نه رنگ. ما واقعا نمی فهمیم رنگ پوست پیازی یعنی چی.
1- اگر ما از شما بپرسیم چی شده و شما بگید “هیچی” ما هم طوری رفتار میکنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. ما میدونیم که شما دروغ میگید اما فقط ارزششو نداره که آدم سرشو بخاطرش درد بیاره
1- وقتی ما دوتایی قراره بریم جایی، چیزی که شما پوشیدید کاملا مناسب و قشنگه
… اینو واقعا میگم
1- شما به اندازه ی کافی لباس دارید
1- شما کفش، زیادی هم دارید
1- من کاملا خوش فرمم. گرد هم یک جور فرمه خوب
1- ممنونم که اینو خوندید. آره میدونم امشب باید تو آشپزخونه بخوابم. ولی اینو میدونستید برای ما مردا اصلا مهم نیست. فکر میکنیم رفتیم کمپینگ
از همه دوستان بعلت کم کاری عذر میخوام
یه مدتیه دارم کتاب میخونم
با ۲تا لینک برگشتم
به نام خدا
بگذارید سوالی از شما بپرسم ، اگر دو صدف پیدا کنید و از میان آنها فقط یک صدف مرواریدی با خود داشته باشد ، آیا برایتان صدف دیگر بی ارزش خواهد بود ؟
در صورتیکه همه ما می دانیم این صدف است که وقتی تحریک شود ، مروارید می سازد. پس ساختن مروارید بستگی به وجود صدف دارد .
ما انسانها شبیه همان صدف هستیم .
شاید دلیل اینکه عده ای ما را رها می کنند این باشد که فقط به دنبال مروارید درون ما می گردند.
می دانم تنهایی لحظه ای است در زندگی هر فرد که هر کس آن گونه که هست آنرا می پذیرد.
افراد بسیاری را می شناسم که همه آنها فکر می کنند ، لحظه های تنهایی شان بیشتراز دیگران است .
اما من زمانی که به تنهایی هایم فکر می کنم میبینم که زندگی ام پر از لحظه های بودن است ، با این تفاوت که در تنهایی هایم بیشتر احساس تنهایی می کنم.
به من نخندید ، گاهی برایم تنهایی ها بهترین لحظات بوده اند.
آیا تا به حال کسی را دوست داشته اید که دوستتان نداشته باشد ؟ آیا فکر کرده اید ممکن است شما کسی باشید که کسی شما را دوست داشته باشد ؟ ایا تا به حال به دوست داشتن و دوست داشته شدن اندیشیده اید ؟
زیبایی جذب مطلق است . هر موجودی در این دنیا عاشق زیبایی است .
اما اینکه زیبا بودن را در آنچه میبینیم خلاصه کنیم ، مطلقاً اشتباه است. آیا فرد نابینا در زندگی اش به چیزی که نخواهد دید ، دل می بندد ؟
بگذارید بگویم از دید من زمانی که از هر زیبایی ، زیباتری وجود دارد ، زیبا بودن دلیل کافی نخواهد بود .
آیا به کسی دل ببندم که میدانم ممکن است روزی زیباتر از او را ببینم ؟ در آن زمان چه خواهم کرد ؟
شادترین لحظه برای من ، زمانی برای بودن با آن کسی است که من او را زیبا بدانم و برایم دیدارش مهم باشد.
حتماً تو هم کودکی را دیده ای که در بچگی بهترین اسباب بازی را دارد اما هنوز هم چشمش به دنبال عروسک دست ساز کودک دیگری است .
شاید او چون به آنچه میخواسته رسیده ، فهمیده است که خوشبختی چیزی غیر از ان بوده که میخواسته است .
نمی خواهم برایت داستان بگویم .
چون زندگی چیزی نیست که بشود آنرا به طور کامل نوشت . هرگز نمیتوانی چیز های خوبی مانند حس در آغوش کشیده شدن ، زمانی که بشدت احساس تنهایی میکنی یا چیزهایی بدی مثل حس ناتوانی ، از دست نیافتن به آنچه میخواهی را بنویسی تا کسی بفهمد در آن لحظه چگونه بوده ای.
برای اینکه به تو بگویم من هم می توانم دوستت داشته باشم ، آیا راه بهتری هم بود ؟
دوست داشتن اجبار نیست . پس عین خودخواهی است که بخواهم دوستم داشته باشی .
آیا فکر کرده ای زمانی که از تو می پرسم :
" اگر کسی دوستت داشته باشد و بخواهد برای اولین بار به تو بگوید دوستت دارد ، دوست داری چه چیزی بگوید و چگونه این کار را انجام دهد ؟ "
چرا ناخودآگاه به من دقت میکنی ؟
همه ما به نوعی نظر دیگران راجع به خودمان برایمان مهم است.
اما دلیل مهم دیگرش شاید این باشد . " همه ما به نوعی دوست داریم ، تا دوست داشته شویم "
اهمیت دلیل اصلی بسیاری از افعال آدمی است .
اغلب مردان زمانی که در دوستی پیش قدم می شوند برای جواب رد دلیل می خواهند .
دلیل هایی برای سوالی مانند این : "من از آنچه تو می خواهی چه کم دارم ؟ "
عقیده دارم اول باید بدانیم چه می خواهیم و بعد بفهمیم چگونه باشیم.
دکتر علی شریعتی میگوید : دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست ، اسراف محبت است .
چگونه کسی را دوست بدارم که نمی دانم برای چه دوستش خواهم داشت ؟
از کسی بپرس " آیا آدم خوبی هستی یا نه ؟ "
تا خوب بودن را معنی نکنیم چگونه می توانیم خوب و بد را جدا کنیم ؟
چرا خداوند به انسان اختیار داد ؟
تا وقتی نتوانم بد باشم ، چگونه بگویم آدم خوبی هستم ؟
تا کسی به تو نگوید دوستت دارد ، آیا میتواند ادعا کند که دوستت دارد ؟
نه . هرگز !
در زندگی به اینکه بتوانم مدعی باشم برای آنکه دوستش دارم صادق ترین بوده ام ، افتخار میکنم.
زمانیکه حقیقت را بگویم نخواهم ترسید از روزی که شرمم بیاید ، از روزی که پشیمان شوم .
اینها را برای کسی میگویم که برایش پشیمانی و شرم مهم است .
با آنکه دروغ و خیانت در دوست داشتن را زرنگی و نشانه قدرت خویش بداند ، حرفی ندارم .
حتی با آنکس که به چنین شخصی دل ببندد نیز کاری نخواهم داشت .
دو شخص در آن واحد کسی را دوست دارند .
یکی به سبب آنکه نمی داند چگونه بگوید ، منظورش را درست نمی رساند
اما یکی به سبب تبحر در ابراز دوست داشتن می تواند انچه واقعا نمی خواهد را نیز به درستی بیان کند ؟
کدامیک شایسته دوست داشتن اند ؟
آیا به کسی گفته ای که نمی خواهی کسی را دوست داشته باشی ؟
آیا به حقیقت این خواهد بود که تو کسی را واقعاً دوست نخواهی داشت ؟
اگر دوست داشتن را چیز بدی می دانی ، چطور زمانیکه دوست داشتن را تجربه نکرده باشی ، می توانی درباره خوبی و بدی آن نظر دهی ؟
آیا دوست داشتن مانند حس های پنجگانه است که به تو بگویند ؟
اگر به بگویند آدم نادرستی هستم ، آیا براین عقیده ای که هر چه میگویند همان است ؟
یا فکر میکنی چون
خنده ی تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست گاهی دل اونقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره یه حرف خیلی ساده هم گاهی چقدرغم میاره
گریه کردن من کماکان ادامه داشت ، و کسی هم نمی فهمید چرا . خودم هم یادم نیست شاید از این که اول مهر چندسال بعد باید مدرسه برم و نصف روز مادرم رو نبینم ناراحت بودم ، شاید هم از این که قرار بود نصف روز بازی نکنم و زحمت درس خوندن را در آینده به خودم بدم ، شاید هم از این که قرار بود با پا گذاشتن در جامعه با افراد جدید آشناشم نگران بودم آنهم من که همیشه از افراد جدید می ترسیدم . شاید از این بابت مضطرب بودم قرار بود در مدرسه صداهایی را که از دهان خودم و دیگران در می آید به صورت حروف و کلمات بشناسم و نام آن را سواد بگذارم ، شاید هم بدم می آمد از اینکه جدول ضرب یاد بگیرم و بعد یه قرون دوزار و بعد چانه زدن ، شاید هم از این می ترسیدم که قرار بود یاد بگیرم دو دو تا میشه چهار تا اما بعد هر روز روزی 10 بار بشنوم که دو دو تا میشه پنج تا تازه رسم و عرف جامعه هم صحت اون رو تایید کنه .شاید هم قرار بود یاد بگیرم سارا بادام دارد در حالی که من از شکلات خوشم می اومد و اصلا نمی فهمیدم بادام به چه درد سارا می خوره ! شاید هم از این ناراحت بودم که دوازده سال هر سال تاریخ بخونم و هر سال ببینم که یه تکه از مساحت کشورم کم شده و یا شاید از این که درس تاریخ هر سال شکوه گذشته سرزمینم رو به رخم بکشه ناراحت بودم ! می خندید ؟ اینها غصه نداره ؟ تازه کجاش رو دیدید، بلاخره بابت خوندن این درسهای اضطراب آور و اندوه افزا و اون دو دوتای مسخره دیپلم هم گرفتم ، شاید اون روزهای اول تولدم گریه می کردم به خاطر پیش بینی چنین روزهایی بود و گرفتن دیپلمی که با آن غار هم نمی دهند بچرانم . تازه بعدش هم یه سال از عمر عزیزم رو صرف خوندن فرمولهای مسخره کنم تا بلاخره برم دانشگاه و آخرش هم ببینم رشته مورد علاقم کلی با اون چیزی که فکر میکردم فرق میکنه !!
اما الان دیگه میدونم دلیل گریه طولانی من چی بود !! !???!؟؟؟! !!
1_ يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.
2_ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.
3_در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجه
4_سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتين.
5_تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.
6_ دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج ميشه.
7_ پسرهاي فاميل بهترين و در دسترسترين طعمهها هستند، رو هوا بقاپيدشون.
8_ رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاهمشون خوشگل، هستند. ( آره خب البته به خورده بیشتر زیر ابوهاشونوبردارن خوشگل تر هم میشن )
9_توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بيبي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد ميسازن واستون.
10_ يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
11_در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.
12_مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.
13_ سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...
14_تا مامانه و باباهه ميگن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.
15_بلاخره اگه خداي نكرده ميخواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.
16_ و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كارندارم (منضورم رو تخت خواب نيستا).
17_اگه كسيرو دوسش دارين برين خواستگاريش (نكته: اين كار ريسكش خيلي بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1 سال فاميلاتون رديفه).
18_حداقل يه 206 داشته باشين كه طرف به خاطر ماشين هم كه شده بياد 2تا بشين بده 9 ماه 3 تا بشين.
19_اون يارو كه با اسب سفيد ميادوبي خيال شين.
20_ اگه از همه كس قطع اميد كردين يه سر بياين اینترنت یه خورده خالی ببندین که خوشگل ترین دختر روی زمینید حالا بعدا اگه فهمید اشکال نداره....!!!!
------------منبع ( برای خواندن مطالب مشابه )------------------------
بياييد ، از لبخند زدن شروع كنيم .
افراد موفق مي دانند يكي از قوي ترين سلاح ها لبخندشان است ، به همين دليل كاري مي كنند ، با اين شيوه بيشترين تأثير را بر بيننده بگذارند .
لبخندهاي كوتاه و مصنوعي ، امروزه كاربرد چنداني نداردو در هزارتوي دنياي امروزديگر هيچ تأثيري را بر جاي نمي گذارد .به رهبران بزرگ دنيا ، كساني كه سخنراني هاي اساسي ، ايراد مي كنند ، يا صاحبان شركت هاي معتبر و مشهور نگاه كنيد . هيچ يك از آنها را در حال لبخند زدن نمي بينيد . افراد با نفوذ و نامي نيز در همة طبقات اجتماعي ، اين چنين اند ، ولي وقتي خطوط لبخند بر چهره هاي شان نقش مي بندد ، آن قدر قدرتمند عمل مي كند .و كه دنيا را به لبخند زدن وا مي دارد .
راهكار 1:لبخند اثر بخش :وقتي مي خواهيد با كسي سلام و احول پرسي كنيد ، ابتدا لبخند نزنيد ، چون ارزش لبخندتان را از بين مي بريد . سعي كنيد ،لحظه اي به صورت او خيره شويد ، سپس مكث كنيد .
وضعيت روحي او را به طور كامل بررسي نماييد .
آن گاه با لبخندي عميق ، گرم و سرشار از توجه و علاقه به او نگاه كنيد ، لبخندي كه چشمان تان را هم فرا گيرد .
اين لبخند مانند موجي گرم و گيرا ، مخاطب شما را دربر مي گيرد .
با اين تأخير كوتاه مخاطب شما احساس مي كند كه اين لبخند ، صادقانه و فقط متعلق به اوست .
زبان نگاه
چشمان شما مانند مواد منفجره ، مي توانند احساسات مردم را به تكاپو و هيجان وا دارند . افراد موفق مي دانند كه نگاه هاي عميق و طولاني مي توانند بسيارمفيد باشند ، بخصوص ميان دو جنس مخالف . در كارهاي اداري ، حتي زماني كه طرف مقابل از احساسات عاشقانة شما آگاه نيست ، زبان و نگاهي نيرومند مي تواند تأثيري عميق و نافذ بر زن و مرد بگذاريد . اين نوع نگاه توأم با ادراك و احترام ، احساسات دروني شما را القاء خواهد كرد .
راهكار 2 ( براي زنان ):زبان نگاه :
فكر كنيد ،چشمان تان با شيريني لذيذ و دلنشيني به چشمان مخاطب تان چسبيده است .
حتي بعد از پايان سخنان تان نيز به نگاه هاي تان ادامه دهيد . لازم است سويي ديگر را بنگريد ، اين كار را به آهستگي و بدون جلب توجه انجام دهيد ، آخرين چسبندگي هاي شيريني را آن قدر بكشيد تا سرانجام تمام شود
راهكار 3 ( براي مردان ):زبان نگاه :هنگام حرف زدن با مردان ، ازروش نگاه هاي پرنفوذ استفاده كنيد . ولي زماني كه مي خواهيد دربارة مسائل شخصي صحبت كنيد ، از نگاه هاي كوتاه تري استفاده كنيد . تا مخاصب تان احساس نكند مورد تهديد قرار گرفته يا منظور شما را به درستي درك نكرده است .
ولي در برخوردهاي روزمره ، ارتباط چشمي خود را به تدريج افزايش دهيد و وقتي با زني همكلام شديد ، ازاين شيوه بيشتر استفاده كنيد .
اينك روش مهمي را مطرح مي كنيم كه باعث مي شود شما فرد پر منزلتي جلوه كنيد .
از دندان هاي خود بياويزيد
افراد موفق در زندگي با اطمينان عمل مي كنند . با عتماد به نفس حركت مي كنند . هميشه لبخندي توأم با غرور بر لب دارند . هيچ ترديدي به خود راه نمي دهند . طرز رفتار شما نشان مي دهد كه شما مرد يا زني هستيد كه برجشته و ممتاز بودن ، عادت ذاتي شماست . به اين روش تجسمي ، كه طرز سلوك شما را همچون فردي موفق آشكار مي سازد ، توجه كنيد . من آن را با اين عبارت مي خوانم : با دندان هاي خود بياويزيد .
راهكار 4 :با دندان هاي خود بياويزيد :فرض كنيد ، يك گيرة آهنين كه در سيرك با دندان از آن آويزان مي شوند به چهار چوب دري كه مي خواهيد از آن عبور كنيد آويخته باشند . آن را با دندان مي گيريد ، و در حالي كه محكم در ميان دندان هاي خود نگاه داشته ايد ، شما را به بالاترين نقطه مي رساند . وقتي از دندان هاي خود آويزان باشيد ، همة عضالت شما در بهترين حالت خود كشيده مي شوند .
حالا آماده ايد تا مردم را در جايي كه مي خواهيد به خود جذب كنيد ، يا كارهاي روزانة خود را انجام دهيد ، يا آن جا كه تنها فرد مهمي به نظر برسيد ، فرود بياييد .
تكيه گاه بچه هاي بزرگ باشيد
نخستين واكنش شما در برابر فردي كه براي اولين بار او را ملاقات مي كنيد ، ذهنيتي به وجود مي آورد كه تمامي روابط شما در ان شكل مي گيرد . اگراز كسي كه تازه با او آشنا شده ايد چيزي مي خواهيد ، بايد به او ثابت كنيد كه خاص بودنش رادرك مي كنيد .
شيوه اي كه در اين جا به آن اشاره مي كنيم ، به شما قدرتي مي بخشد تا بتوانيد هر چه را از ديگران مي خواهيد ، به سادگي به دست آوريد . من اين روش را تكيه گاه بچه هاي بزرگ مي نامم .
راهكار5:تكيه گاه بچه هاي بزرگ شويد
اين نقطة اتكا را در اختيار هر كسي كه ملاقات مي كنيد ، قرار دهيد . درست در لحظه اي كه به شخص جديدي معرفي مي شويد
به او پاداش دهيد . همان لبخحند گرمي را كه به بچة بازيگوشي كه از روي پاهاي شما جست و خيز مي كند ، مي زنيد و همان توجهي را كه نسبت به او داريد ، در مورد آشناي جديد خود دلنشين دهان بي دندان بچه را از او تحويل بگيريد . وقتي فرد جديد ، بتواند كاملاً به شما تكيه كند ، يعني شما خاص بودن او را درك كرده ايد !
در ده ثانيه نشان دهيم كه براي خود كسي هستيم ، درون هر كسي كودكي نهفته و براي اين كه شما قدر و منزلت او را درك كنيد ، گهوارة خود را به لرزه در آورد .ادامه ....
دوست قديمي سالم
اگر مي خواهيد مردم به شما علاقه مند شوند ، بايد به آنها نشان دهيد ، چه قدر دوست شان داريد ! وقتي به دوستي ، قديمي مي رسيم ، بدون كمترين تأملي ، سرشار از گرمي و محبت با او روبه رو مي شويم . ناخودآگاه خنده بر لب هايمان مي نشيند . حلوتر مي رويم . نگاه هاي مان مهربان و دوستانه مي شود . و سرانجام براي در آغوش گرفتنش ، به ويش مي شتابيم . ولي اغلب وقتي با فردي نا آشنا روبه رو مي شويم ، با خجالت يا بي تفاوتي احساس ناخوشايندي را به او منتقل مي كنيم كه باعث سردي رابطه مي شود .
به اين شيوة تجسمي ، توجه كيند . با بكارگيري اين روش مطمئناً ، در نخستيم ملاقات با هر كسي ، برخورد گرمي را با او خواهيد داشت .
دوست قديمي سلام :وقتي با كسي برخورد مي كنيد تصور كنيد دوست قديمي شماست و ازاين كه فرازو نشيت زندگي ، شما رامدت ها از هم دور كرده ناراحت بوده ايد ، ولي حالا خدا را شكر مي كنيد كه اين ديدارسبب شده تا به دوست خود برسيد !
تجسم اين تجربة لذتبخش ، زنجيره اي از واكنش هاي مطلوب را درشما ايجادمي كند ، از باز شدن ناخودآگاه گرة ابروها گرفته تا حالت قرار گرفتن انگشت هاي پا ويا هر چيزي كه سبب بروز عكس العمل مي شود .
اينك روش هايي را كه به شما كمك مي كنند تا بتوانيد درنظر همه جلب توجه و خوش برخورد جلوه كنيد را ياد گرفته ايد ، ولي كار هنوز تمام نشده است . علاوه براين كه مي خواهيد مورد علاقه و اقع شويد ، بايد مورد اعتماد ، باهوش و داراي اعتماد به نفس باشيد . سه شيوة بعدي به شما كمك مي كنند تا با اين اهداف دست يابيد .
ادامه ی دوست قدیمی سلام : حركات حاكي از بي قراري بروز ندهيد .در برخورد با ديگران ، اگر مي خواهيد مورد اعتماد واقع شويد ، همة حركات ناشيانه و غير ضروري خود را سركوب كنيد .
حركات حاكي از بي قراري اين احساس را درمخاصب شما ايجاد مي كند ، كه در جايي ، مرتكب اشتباه شده ايد يا دروغ مي گوييد .
اين شيوه ، شما را ياري مي دهد ، تا كاملاً قابل قبول و مورد اعتماد به نظر برسيد .
مخصوص : حركات غير ضروري را حذف كنيد :وقتي با كسي صحبت مي كنيد به خارش بيني تان كه مي خارد ، وزوز گوش تان كه صدا ميكند يا درد پاي تان ، توجهي نكنيد . وول نزنيد ، به خود نپيچيد ، و يا جايي از بدن تان را نخارائيد . از همه مهم تر اين كه دست هايخود را از صورت تان دور نگاه داريد . حركات دست در نزديگي صورت و حركاتي ازاين قبيل موجب مي شود شنونده در صحت حرف هاي شما ترديد كند.
مخصوص :كانال سكوت را انتخاب كنيد -1:اگر مي خواهيد در نظر مردم فردي باهوش جلوه كنيد ، به دقت به آنها بنگريد ، سعي كنيد احساس شان را دربارة حرف هايي كه مي زنيد ، درك كنيد و پاسخ خود را مطابق با آن فراهم كنيد .
نيازي نيست كه زبان اشارات را به طور كامل بياموزيد . شما از طريق كسب تجربه و گذر زمان با مهارت هاي رفتاري و ديداري آشنا خواهيد شد . اغلب مردم مي دانند ، اگر مخاطب بي توجهي كند يا جاي ديگري را نگاه كند ، به اين معني است كه حرف هاي گوينده برايش جالب نيست . وقتي مخاطب قادر به تحمل حضور شما نباشد ، با دست كشيدن به پشت گردن خود واكنش نشان خواهد داد . وقتي مخاطب به شما احساس برتري كند . با دست هايش بازي خواهد كرد . پس ياد بگيريد ، هر وقت مخاطب تان خسته شد و شروع به بروز عكس العمل كرد ، بي درنگ ، كانال سكوت را انتخاب كنيد .
مخصوص : كانال سكوت را انتخاب كنيد . سعي كنيد هميشه در دو جهت سخن بگوييد : احساس خود را بيان كنيد ، در حالي كه مراقب واكنش مخاطب تان نيز هستيد . به اين ترتيب ،
حركت بعدي خود را مطابق با آن طراحي كنيد و همه خواهند فهميد كه شما حواس تان جمع است و از هيچ چيزي غافل و بي خبر نيستيد و در نتيجه آدم باهوشي به نظر خواهيد رسيد .
همه چيز را قبلاً تجربه كنيد
كارشناسان معتقدند اگر قبل از انجام كاري ، رفتار خود را در ذهن مجسم كنيم ، صداها را در ذهن خود بشنويم و نوع حركات را مرور كنيم ، مي توانيم آن فعاليت را بسيار مؤثرتر انجام دهيم . استفاده از قوة تخيل و تجسم در كارها ، در انجام هر عملي مؤثر خواهد بود ، از جمله در حرفه هاي ارتباطي . به اين روش تجسمي كه در انجام همة فعاليت ها مؤثر است ، توجه كنيد . اين روش را قبل از رقتن به مهماني ها ، سمينارها يا جلسات مهم به كار ببنديد . همة آنچه را كه قرار است ، اتفاق بيفتد قبلاًَ در ذهن خود مجسم كنيد .
برگرفته از سایت مردمان
به نام خدا
داستان کسی که نمی دونست
زندگی مثل یک دایره اس
از هر جاییش شروع کنی مهم نیس
مهم اینکه باز به اولش بر میگردی
به همون جایی که ازش شروع کردی
دایره های زندگی هم کوچیک اند ، هم بزرگ
مهم نیست از کجا شروع میکنی
مهم اینه که بعد از هر بالایی ، پایینی هست
دوست ندارم زندگیم دایره ای باشه
که تا زنده هستم دورش بگردم
رسم زندگی من نیست که تکرار بشم
من اومدم که فقط یک دور دور این دایره بزنم
دوری که مال من باشه
و به هیچ دایره دیگه ای وارد نشه
گاهی تند میرم ، گاهی هم کند
اما مهم اینه که دور خودمو بزنم
دوری که مال من باشه
شنیدی ؟
راسته که میگن دایره ها رو هم منطبق میشن .